جريان الكتريكي متناوب و مستقيم در فيزيك كلاسيك :
همانطور كه ميدانيم برق شهري ما 220 ولت و با فركانس 50 هرتز ميباشد كه شدت جريان آن در اكثر واحدهاي مسكوني با فيوز 25 آمپر محدود شده است . اين برق متناوب از نوع سينوسي بوده و طبق رابطه W=V.I توان دارد ، يعني 5500=25*220 وات يا 5.5 كيلووات . ولي ما با استفاده از يك پل ديود ( چهار عدد ديود ) و يك خازن مناسب ميتوانيم اين جريان متناوب را به يك جريان مستقيم تبديل كنيم :

ولي هيچ تغييري در ولتاژ و در نهايت توان ( وات ) جريان بوجود نخواهد آمد ، براي اينكه اينها همگي مستقل از فركانس جريان الكتريكي هستند .
انرژي امواج الكترومغناطيسي در فيزيك مدرن :
در فيزيك هستهاي يا مكانيك كوانتومي معلوم شده است كه انرژي الكترومغناطيسي مابين اتمها به صورت بستههاي انرژي رد و بدل ميشود كه نام اين بستههاي انرژي را فوتون گذاردهاند و در محاسبات رياضي ( اندازه مقدار انرژي ) از آن استفاده ميكنند . كوانتوم نور كه فوتون ناميده شده است مقدار مشخص از انرژي است كه اندازه آن E از رابطه E=hν به دست ميآيد كه ν فركانس موج و h ثابت كوانتوم پلانك است كه مقدار خردي معادل 34-^10*6.626 ژول بر ثانيه دارد . مقدار h كوانتوم پايين انرژي الكترومغناطيس در نظر گرفته ميشود كه مربوط به يك سيكل موج ميشود .
همانطور كه كاملا مشهود است اينجا انرژي موج رابطه مستقيم با فركانس موج دارد . يعني با دو برابر شدن فركانس موج ، انرژي آن نيز دو برابر خواهد شد . ولي همان اصل توان و انرژي كل اينجا بر قرار است . به طور مثال طول موج طيف بنفش مريي از 390 الي 430 نانومتر و طول موج طيف قرمز 650 الي 800 نانومتر است ، در واقع فركانس طيف بنفش مريي تقريبا دو برابر تواتر طيف قرمز مريي است كه طبق رابطه پلانك انرژي طيف بنفش مريي تقريبا دو برابر طيف قرمز مريي خواهد بود . يعني انرژي و توان يك موج بنفش برابر با توان و انرژي دو موج قرمز است .

روابط فوق بيانگر اين واقعيت است كه امواج الكترومغناطيس ماهيت ذرهاي ندارند بلكه با ذرات بدون جرم برهمكنش داشته و ميتوانند حامل آنها باشند . تجربه و مشاهدات نشان داده است كه اگر امواج الكترومغناطيس تا بينهايت حركت كنند تغييري در طول موج و فركانس آنها بوجود نميآيد مگر اينكه وارد ميدان گرانش شوند يا اينكه منبع نور متحرك شود . در اين وضعيت چگالي نور در كيهان ميبايست افزايش يابد ولي چنين بنظر ميرسد كه اين امواج در نهايت ميبايست در مكاني فركانس خود را از دست بدهند . در اين وضعيت با صفر شدن فركانس و بينهايت شدن طول موج ، انرژي آنها صفر ميشود ولي اينك اين سوال مطرح ميشود كه توان اين امواج چه ميشود كه در اينجا ميتوانيم به تعريف دقيقي براي روح برسيم !
اگر فرض كنيم سخن كمونيسم درست است و خدايي وجود ندارد ، كيهان در نهايت در زماني منهدم ميشود و كل جرم به انرژي تبديل خواهد شد ، تمامي اين امواج در نهايت فركانس خود را از دست داده و توان آنها متحد ميشود و تجميع اين توانها موجود واحدي را به نام خداوند بوجود ميآورد كه اين روح يك پارچه برگشته و خلقت را مجددا آغاز ميكند . البته اين روح قبلا وجود داشته و ماده را خلق كرده و سپس جرم ماده به نور يا انرژي تبديل شده و ميشود . در واقع روح يا خداوند تجميع و اتحاد توان انرژي ( امواج الكترومغناطيس عرضي و طولي ؛ نور و گرانش ) در بينهايت است .

نكته مهم اينجاست كه بشر فعلا قادر به شناسايي و توليد امواج عرضي الكترومغناطيس است و امواج طولي الكترومغناطيس ( گرانش ) را احساس ولي قادر به توليد و انتشار آن نيست و اخيرا تلسكوپهاي گرانشي طراحي و بهره برداري ميشوند و مسلما چون روح فاقد فركانس يا تواتر است ، بعيد به نظر ميرسد كه به اين راحتيها بتوان آن را شناسايي و درك كرد ، ولي روح توان فوقالعاده زيادي دارد و هر زمان كه بخواهد ميتواند امواج طولي و عرضي الكترومغناطيسي از خود توليد و منتشر كند .
و هنگامي كه آمد موسي براي ملاقاتگاه ما ، و تكلم كرد او را سرورش ، [موسي] گفت سرورم بنماي مرا [تا] نظاره كنم به سويت ، [خداوند] گفت هرگز نمي تواني به بيني مرا و ليكن نظاره كن به طرف كوه ، پس اگر استقرار يافت ( ايستاده ماند ) مكانش را ، پس به زودي مي بيني مرا ، پس هنگامي كه تجلي ( جلو ، انعكاس ، تابش ) كرد سرورش براي كوه ، قرار داد آن را كوبيدهاي ، و فرو افتاد ( ولو شد ) موسي بيهوشي ( غش كردهاي ) ، پس آنگاه كه به هوش آمد ، گفت پاك ( منزه ) هستي تو ، توبه ( برگشت ) كردم به سويت و من اولين مومنان هستم . آيه 143 سوره اعراف
و روشن ( نوراني ) شود زمين به نور سرورش و گذاشته شود كتاب و آيد به انبياء ( پيغام رسانان ) و شاهدان و قضاوت شود بين ايشان به حق و ايشان ظلم كرده نميشوند 69
و وفا كرده شود هر ( تمام ) نفسي ( شخصي ) آنچه را كه عمل كرد و اوست داناتر به آنچه كه انجام ميدهند 70 سوره زمر
جرم خورشيد تبديل به انرژي ميشود و توسط امواج عرضي الكترومغناطيسي به سياره زمين تابانده ميشود و توسط عناصر و تركيبات جذب ميشود و فركانس خود را از دست ميدهد و تبديل به روح ميشود و جرم آنها را زياد ميكند و در زمان پس دادن ، اين روح ذخيره شده يا جرم ، تبديل به انرژي و امواج الكترومغناطيس عرضي شده و در محيط پراكنده ميشود .
خداوند نور آسمانها و زمين [است] ، مثال نورش همچون جا چراغي ( چراغ داني ) [است كه] در آن چراغي [باشد] ، چراغ در شيشهاي ( لامپي ، تنگ بلوري ) [است] ، شيشه ( بلور ) گويا آن است ستارهاي درخشاني ( جواهر نشاني ) [كه] ميسوزد ( افروخته ميشود ) از درختي مبارك شدهاي ( خجستهاي ) زيتوني ، نه شرقي و نه غربي [است] ، نزديك است [كه] روغنش روشن شود ( بتابد ، بدرخشد ) و اگر چه ( درحاليكه ) لمس نكرده باشد ( نرسيده باشد ) آن را آتشي ، نوري بر [روي] نوري ، هدايت میكند خداوند به نورش كسي را كه میخواهد و میزند خداوند مثالها را براي انسيان ( مردم ) و خداوند به هر چيزي دانايي [است] . آيه 35 سوره نور
محمدرضا طباطبايي 3/10/87
http://ki2100.com/meta/rooh-quantum.htm



