همانطور که در مقاله ابهام در بیگ بنگ آمده این یک نظریه بسیار ناقص است که اصول پایه ای را رعایت نکرده زیرا هر موجودیتی یک زیربنا دارد وزیر بنای یک چنین انفجار عظیمی توده بسیار عظیمتر ماده با چگالی بسیار بالائی نیاز دارد که اصول زیربنائی میگوید چگونه این توده بوجود میاید که دراین نظریه نیامده بنابراین وقتی این نظریه زیربنا را رعایت نکرده چگونه میتوان به ساختار اصوالی آن ایمان داشت .
چندی پیش دریک کنفرانس یکی ازاساتید مخالف این تئوری با آب وتاب این مسئله را توصیف میکرد که دروقت سوال وجواب از او خواستم که این مسئله را زیر بنائی توصیف کند وایشان تازه متوجه شدند که این تئوری از میانه راه وارد شده خلصه هر نظریه ای از دیدگا ه تئوریسین خود قابل توجه است لاکن درک آن برای عموم کمی مسئله را
مخدوش میکند.
من برای درک این مسئله که چرا جهان در حال انبساط است چندی ن سوال را مطرح کردهام.
1- تئورسین انبساط جهان جهان را به یک بادکنک تشبینه میکند که تمام کهکشانها را بر سطح خود دارد که همواره در حال باد شدن است وبا کش آمدن جداره آن کهکشانها از هم دور میشوند .
اگر قبول کنیمکه چنین چیزی در حال اتفاق است بگوئید بادکنک با جابجائی هوا متراکم میشود ووقتی هوای بیرون به داخل میرود جدارهجای هوا قبلی رامیگیرد چه عاملی در انبساط جهان جای هوا را گرفته وباعث انبساط میشود.
2- بادکنک با پیشرفت جداره فضائی را اشغال میکند که در فیزیک میتوان گفت دارای مکان است جهان در فضا چه جا ئی را اشغال میکند؟یعنی مکان جدید جهان ازکجا میاید؟
3-دربادکنک هوا به درون باد کنک میرود وفضای میان آن را اشغال میکند درجهان انبساطی چه چیزجایگزین ماده قبلی میشود؟
این سوالها از آن جهت اهمیت دارد که به هرکدام پاسخ داده شود راه پاسخ دیگری هموار میشود.
بنده حقیر براین باورم که جهان میتواند بجای بادکنک به یک تخم مرغ شباهت داسته باشد زیرا تخم مرغ وقتی به جوجه تبدیل شد دیگر جائی برای جوجه ندارد یعنی مجموع زرده وسفیده در زمان جوجه شدن بیشتر از مجموع آندو در قبل است پس درون تخم مرغ یک انبساط رخ داده واین انبساط برا اشغال فضا پوسته را میشکند .
اگر نگاهی به تئوری بقاء ماده وانرژی بیندازیم میبینیم که این تئوری با آمدن پادماده (ضد ماده)به تکامل میرسدویک مثلث رامیسازد که انزی بقاء آندورا وآنان نیز بقاء انرژی را تضمین میکنند.
حال اگر جهان را به تخم مرغی عظیم تشبیه کنیم که زرده آن ماده وسفیده آن ضد ماده وفضای بیرونی آن انرژی باشد پوسته آن همان دیوار نوری است که ماده وضد ماده درآن محبوس هستند وبیرون نخواهند آمد مگر با رسیدن به سرعت نور.
حال برا ی تبادل این دو با انرژی باید منافذی در این دیواره باشد که تونل های زمانی (ناهنجاریهای زمانی)برای بقاء ماده وضدماده وسیاهچاله ها وستارگان نوترونی بدلیل تراکم زیاد وچگالی بالا ماده وضد ماده را جذب وبه جایگاه اصلی یعنی انرژی تبدیل میکند.
ماده وضد ماده دو عنصر قرینه هستند که وقتی با هم جمع میشوند یکدیگر را حذف میکنند واین اتفاق نمی افتد مگر در سرعت نور.
حال ای دوستان با گذاشتن جواب برای هر سوال مرا در پاسخ ادامه این مطالب یار ی کنید



